» خشونت سینما| ژان لوک گدار
افراد زیادی در میان فیلمسازان جوان آمریکایی و دیگر نقاط جهان، فیلم های عظیمی را که ما با آنها بزرگ شده ایم، فاسد، بی فایده و یا مرده میدانند، و برای خود در سینما فرضیه های دیگری دارند. گذشته از این، آنها می گویند: ما را به دنیای سازندگان آن فیلم ها راه نمی دهند و نمی گذارند در آنجا فیلم بسازیم. خوب، پس ما هم فیلم های خودمان را می سازیم. فیلم های ارزان و به سبک و سیاق خودمان. برای بعضی از این جوانها، این هم راهی است برای ورود به صنعت - تجارت فیلم و یا برای ساختن فیلم های متفاوت و اتفاقا، نه اینکه این تفاوت در خدمت سینمای پرطرفدار نباشد، بلکه شکلی است از هنر فیلم که باید تجربه و آزمایش شود.
بسیاری از سبک های سینماگران جوان را می توان آفرینشی در برابر فیلم های بی فایده و بی مصرفی قرار داد که به روش مشهور به «تکنیک و تکنولوژی هالیوود»، ساخته می شوند. اما خود این جوانان نیز، روشی در فیلم سازی دارند که به «فيلمسازي خشن ضد هالیوود» مشهور شده است. این فیلم سازان، برای نمایش تفاوت میان فیلم های خود و هالیوود، به روش های خاصی روی می آورند که مورد استقبال بسیار تماشاگران خاص آنان نیز قرار می گیرد؛ اغتشاشی شلخته، نورپردازی های ناهماهنگ، فیلمبرداری های تخت و ساکن، نماها و صحنه های فاقد ساختار دراماتیک، تدوین بدون نظم و غير متداول، کنش های بدون معنا، در هر آنچه که بر پرده می گذرد، نمونه ای از آنها هستند. همچنین ایشان فقر مالی و استفاده از امکانات ارزان، و ناآموختگی و ناپختگی را در خدمت صداقت خود قرار میدهند و خود را معتقدانی راستین میدانند و در برابر اشرافیت هالیوود، لباسی از گونی به تن میکنند تا پاکیشان نشان داده شود. به این صورت آنها هم، شکل و هم هدف خود را آشکار میکنند.
من خود یک بار در جایگاه رئیس هیئت داوران یک جشنواره فیلم های آماتوری با تعدادی از آنها روبرو شدم. شب قبل از مراسم با جوان برانده روبرو شدم که کت و شلوار تیره و بسیار شیک به تن داشت. در شب جشن، من در لباس سیاه و ابریشمی که برای مراسم تهیه کرده بودم و او، در پیراهن چهارخانه و شلوار یکسره جین کهنه و رنگ و رو رفته ای ظاهر شدیم من بانوی متشخص منتقد و او هنرمندی تازه از گرد راه رسیده، هر دو با هم، برای اجرای نقش های خود به روی صحنه رفتیم. اما تماشاگران برای او، به پا خواستند و بسیار کف زدند.
گروه دیگری از این گونه تجربه گران، بانوان مادی بسیار وگاه منحصر به فرد، هر آنچه را خواسته اند، بر بوم و در برابر دوربین برده و گاه نیز تکنیک های برتر و خارق العاده ای را کشف کرده اند. اما هرگز مانند
فیلمسازان خشن ضد هالیوود»، مورد استقبال قرار نگرفته اند، که از آن میان از کسانی مانند «بروس بیلی» و «کارول بالارده می توان نام برد. و تعجبی هم در این عدم استقبال نیست، زیرا تکنیک فیلمبرداری آنها، با وجود همه گشاده دستی و عظمتش، نمونه هایی بوده از بی سلیقگی و عدم وجود خلاقیت. نمونه ای از بی سلیقگی دو گروه حرفه ای و تجربه گران توانمند پرادعا و خودبزرگ بین آمریکایی را می توان در برابر خلاقیت و شکوه فیلم کوتاه و ارزان ساخت «الوره» اثر «جردن بلسون» به مقایسه گذارد، که نشان میدهد چگونه این فیلمساز جوان، در زیرزمین محقر خود آنچنان جلوه های ویژه ای تمهید دیده که همه آثار تهیه شده در استودیوهای مجلل هالیوود را با سرهایی افکنده، به اعماق آرشیوهای باستانی می فرستد. و از سوی دیگر، نشان میدهد که تکنیک گرایی و فن آوری، به خودی خود، او را مفتون خویش نکرده است. کارهای خشن و فاقد ظرافت اینگونه فیلم سازان، نشان از اعتراض دارد و گاه نیز خود شورش است. از آن خراش ها و لکه های روی نگاتیو و تصاویر مضاعف «سوپر ایمپوزیشن ها» بر هم افتاده، خشم و عصبیتی ناشی از سرخوردگی و عشقی به نهایت می تراود که گاه چشمان ما را در اشک شناور می سازد. آشکار است که این خشونت گرایان ضد سینمای عامه پسند و بی فایده، چشمان ما را می آزارند تا روحمان را نجات بخشند. واقعیتی است در اینکه اینها، در نبرد خود علیه آنچه که با آن در تضادند، و آنچه با آن مخالفند، در جایگاه درستی نشسته اند.


وبلاگ مجله اینترنتی آگورا
مطلب مرتبط
رپورتاژ آگهی چیست و چگونه به لینکسازی و دیدهشدن در گوگل کمک میکند؟