معرفی و نقد رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو | یکم

» معرفی و نقد رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو | یکم

معرفی و نقد رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو

قسمت اول


 رمان کوری را می توان شاهکاری در حوزه ی ادبیات داستانی شمرد این رمان نوشته ی ژوزه ساراماگو نویسنده ی نامی و معروف پرتغالی است که در سال 1995 میلادی به مخاطبان رمان و داستان عرضه گردید ، ساراماگو که از دهه ی 1960 به نویسندگی حرفه ای روی آورد قلم خود را در نبشته های سیاسی به کار گرفت ، همین امر او را به نویسنده ایصریح و بی پروا معروف ساخت ، که در این راستا ثابت قدمی خود را به اثبات رسانید آن گونه که در پی انتشار کتابی جنجال برانگیز در مورد مسیح ، کلیسای کاتولیک در یک اعلام رسمی این اثر را توهین به مقدسات نامید و از دولت پرتغال درخواست حذف نام ژوزه ساراماگو از جایزه ی ادبی معتبر کشور پرتغال کرد ، این ماجرا همچنان همراه ساراماگو باقی ماند به گونه ای که در زمان دریافت جایزه ی نوبل ادبیات در سال 1998 ، واتیکان این جایزه را یک جایزه ی منحرف از نظر ایدئولوژی خواند .

رمان کوری ، شهری غرق در گردابِ هرج و مرج نمایان می سازد،  که در آن، همه به جز یک نفر، بینایی خود را از دست داده اند ، در داستان کوری یک بیماری مسری است که به شدت در حال گسترش می باشد اما نکته ی قابل تامل نابینا شدن مردم شهر ، بینایی سفید است که می توانیم آن را علامتی برای خواننده بدانیم که قصد نویسنده معنای ظاهری لغت کوری و نابینایی جسمی نیست آنچنان که در تعریفی ساراماگو برای شرح کوری و مفهومی که این لغت سمبلی برای اشاره به آن است، چنین می گوید :

"اين كوري واقعي نيست ، تمثيلي است. كور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسانها عقل داريم و عاقلانه رفتار نمي‌كنيم"

 

و همانطور که می دانیم شخصیت ساراماگو بسیار بدبینانه نسبت به وضعیت بشر بود ، تفکری که جدای از وضعیت رو به زوال کشورش و مشاهده و قرار گرفتن در دل این بحران ها در وجود ساراماگو شکل گرفته بود ، از کودکی کارگری او تا مبارزات سیاسی ، می دانیم ساراماگو معتقد بود بیشتر انسان ها تحت تأثیر کوریِ «ندیدنِ عامدانه» هستند .

از سوی دیگر در داستان شخصیت هایی چون رئیس جمهور، شهردار، نخست وزیر، وزیر فرهنگ، وزیر کشور، وزیر دفاع،وزیر دادگستری، بازپرس ها و رئیس بازپرس ها را دارد که نسبت به کاراکترهای عامی جامعه در داستان یعنی مردی که اول کور شد و همسرش، دکتر، زن دکتر، پیرمرد، پسرک لوچ، زنی که عینک دودی داشت (روسپی) هدف گرفتن مستقیم جامعه و سیاست را در تفکر جاری در داستان لمس کنیم چونکه اشخاص موجود در داستان بی نام بوده و کارکرد اجتماعی آنها در داستان است که قرار است توجه ما را لمس کند و در ادامه کوری قرار است معضلی در ارتباطات ، فعالیت ها و تعاملات اجتمایی باشد ، یعنی ناتوانی در اداره ی جامعه ، معضلاتی همچون پاشیده شدن سیستم انسانی هدایت کننده ی جامعه و نتیجه ای که می توان آن را در دنیای کنونی سیاستمداران مشاهده کرد ، ندیدن هایی که عامدانه است سیاست مداری که برای تمایلات و رضایت های شخصی خویش یا خود را به ندیدن می زند یا کاری می کند که مردم نبینند و نفهمند و رمان کوری داستانی است که به زیبایی یک شاهکار ادبی داستانی را روایت می کند که می توان در باب آن کتابی جامعه شناسانه نگاشت ، بدون شک ادبیات ساراماگو ادبیاتی بسیار غنی است ، ادبیاتی مدرن که هویتی رئالیسم در دل ذهنیت داستان قرار دارد .


آخرین مطالب این وبلاگ